لوتی گری در تهران از زمان قدیم

آخرین سرگرمی و اخبار

لوتی گری در تهران از زمان قدیم

لوتی| لوتی گری


لوتی گری در تهران از زمان قدیم
464544643 لوتی گری در تهران از زمان قدیم

داریوش شهبازی پژوهشگر تاریخ و مولف کتاب‌هایی چون «زندگینامه میرزاتقی‌خان امیرکبیر»، «تاریخ سکه» و «برگ‌هایی از تاریخ تهران» مجموعه دانشنامه ۲۰جلدی تاریخی و جغرافیای تهران را در دست تالیف دارد. مقاله ذیل برگرفته از تحقیقات وی در مورد تهران قدیم و فرهنگ آن دوران است.

 

تاریخچه لوتی‌گری

تاریخ شکل‌گیری لوتی‌ و لوتی‌گری و باب شدن آن در تهران قدیم سه دوره زمانی خاص را مورد بررسی قرار می‌دهد:

-عهد قدیم: به استناد گذشته لقب لوتی در آن دوران منتسب به افرادی که متعهد به اخلاق و کردار نیک باشند، نبود. به افرادی که دارای هر نوع بزه از جمله زنا، دزدی و شرابخواری آغشته بودند لقب لوطی می‌دادند. در این زمان واژه‌هایی از قبیل پهلوان، عیار، شطار ، طلایه جوانمردی، خصلت نیکو بودند.

-عصر میانه: که از اواخر صفویه تا میانه قاجاریه را دربر می‌گیرد. لوتی در شمار اهالی طرب و به‌خصوص از گردانندگان اصلی این نقش در دربار قاجار بودند. زبده‌ترین و مشهورترین آنها در تاریخ تهران، لوطی صالح است که در دوره‌های زندیه و قاجاریه این نقش را بازی کرده است.

-دوره جدید: الف- روزگار معاصر: این دوران، دوران رقابت بین لوطی‌ها، داش‌مشدی و باباشمل‌هاست که جمعی از آنها در زمره اشرار، اجامر و باج‌گیرها بودند و گروهی نیز در مقابل پرچم‌دار صفا، معرفت و جوانمردی. ب- پس از پیروزی انقلاب: بعد از انقلاب اسلامی، عینیت لوطی‌ها از بین رفت و دیگر با اشخاصی چون اصغر شاطر، مصطفی دیوونه، هفت‌کچولون و امثال آنها روبه‌رو نشدیم. اما در این دوران زمینه برای وضع معنای انتزاعی لوطی فراهم شد، به این ترتیب که نسل جوان که شنیده‌هایی مخلوط و نامطمئن از لوطی در حافظه داشتند، لوطی را فردی بامرام، باخصلت و جوانمرد تعریف و معین می‌کنند.
داش‌مشدی و داش‌ها
این مولف در رابطه با القاب داش‌مشدی‌ها توصیف عبدالله مستوفی در این باب را حایز اهمیت می‌داند: «مستوفی افراد داش‌مشدی را افرادی ساده، بی‌آلایش، بی‌تشریفات که از دسترنج خود نان می‌خورند، می‌داند. که محبت و مهربانی با کوچک‌تر و احترام به بزرگ‌تر و بی‌اعتنایی به مادیات را سرلوحه خود قرار می‌دهد.»
این دسته افراد معتقد بودند نباید حرف کلفت را از هر که باشد، بی‌جواب گذارند. همراه آنها همیشه زنجیر یزدی، جام برنجی، دستمال بزرگ ابریشمی کاشانی، چاقوی اصفهانی، چپق چوب عناب یا آلبالو و دارای شغل‌هایی چون طبق‌کشی، بادبادک و فرفره‌سازی، دوغ‌فروشی، گردوفروشی و از این قبیل مشاغل بود که مسن‌ترها که سرمایه‌ای هم داشتند، دکان‌داری می‌کردند و ترجیحا میوه‌فروشی و فرش‌فروشی بود.

تفریحات داش‌مشدی‌ها خلاصه می‌شد در بلبل‌بازی، سهره‌بازی، کفتربازی، قناری‌بازی، تربیت قوچ و خروس‌جنگی و جنگ انداختن سرچهارراه‌ها و میادین عمومی. این دسته افراد به حضرت عباس و حر بسیار معتقد بودند و بزرگ‌ترین قسم‌شان به حضرت عباس و حر بود. اما داش‌ها یا داش‌های بزرگ شامل بعضی تاجرزاده‌ها و اعیان بودند. مانند حاجی کاظم ملک‌التجار که در ایام جوانی یکی از داش‌های محله بازار و گود زورخانه بود. یا طهماسب میرزا که حتی به مقام باباشملی هم رسید. داش‌آکل اثر صادق هدایت هم به معرفی یکی از همین داش‌ها می‌پردازد.
تفاوت لوطی با باباشمل
شهبازی لوطی را این‌گونه تعریف می‌کند: «از زمان صفویه به بعد در تهران در هر یک از محلات، افرادی به‌عنوان پاتوق‌دار حضور داشتند که به آنها لوطی می‌گفتند. مورد احترام همگان بودند، حالت بزرگ‌تر محل را داشتند و با پشتوانه نفوذ مردی در تمام کارها دخالت می‌کردند و نقش داشتند، از شوهر دادن دختر‌ها و زن‌دادن پسرها گرفته تا برگزاری مقدمات تشییع و تدفین و حتی عده‌ای از لوطیان مانند عیاران سابق هرچه به‌دست می‌آوردند به قدر حاجت برای خود و عائله‌شان برمی‌داشتند و بقیه را بین ضعفا و مستمندان تقسیم می‌کردند به همین جهت لوطی مرادف با جوانمرد و لوطی‌گری با جوانمردی و بخشندگی بود. البته برخی از آنها از راه باج‌خواهی و گردن‌کلفتی و باکارهای غیرمعمول روزگار را می‌گذراندند.

لوطی‌ها نیک و بد، زشت و زیبا را توام داشته‌اند. در میان‌شان خصوصیت دستگیری از درمانده و زورگویی‌ هر دو وجود داشته است. آنها مردانی بودند که در برابر بیداد می‌ایستادند و با مامور دولتی درگیر می‌شدند. اما از جانب دیگر به دلیل زورمندی، مردم‌آزاری نیز از آنان سر می‌زد. مرکز تجمع آنها در محلات شهرها و تکیه محلات بود و در ایام عزاداری لوطی‌ها بر سر تکیه رقابت می‌کردند و این رقابت بر تجمل تکیه می‌افزود و گاهی به زد و خورد می‌انجامید. آنها از خود اندیشه و آرمان خاصی نداشتند. اندیشه آنان بستگی داشت به اینکه به چه گروهی نزدیک شوند و رنگ آنها را به خود بگیرند. همچنین دارای نوعی گویش اختراعی بودند که به هنگام ضرورت و زمانی که مایل نبودند کسی از صحبت‌هایشان سر در آورد با آن گویش صحبت می‌کردند. معمولا دارای اسم‌های ترکیبی بودند چون عبدالله بی‌غم، باقر بی‌خون، اکبربلند، علی نیزه‌ای، حسن ببری و مهدی گاوکش. آنها هیچ‌کدام صنفی نداشتند و اعضای یک جنبش عمومی بودند. گاهی بازوی حکومت و کلانتر محله می‌شدند و گاهی در مقابل آنها قرار می‌گرفتند و اما باباشمل‌ها، سردسته لوطی‌های هر محله به حساب می‌آمدند. باباشمل از لوطی‌ها و داش‌ها بالاتر بودند و از میان افراد این دوطبقه انتخاب می‌شدند و پس از گذراندن چند مرحله و سربلند درآمدن از آنها به منصب باباشملی نایل می‌شدند. داریوش شهبازی در پاسخ به اینکه باباشمل‌ها باید از چه مراحلی عبور می‌کردند تا به این سمت نایل شوند» می‌گوید: « برای ترقی از داشی و لوطی به باباشملی باید مراحل خاصی طی کرد که شامل کشیدن علم، مرشد شدن در زورخانه می‌شود و از همه اینها مهم‌تر، باید از لحاظ اخلاقی، داش‌مآبی، لیاقت و کفایت پیشکسوت سایران باشد. داشی که باباشمل می‌شد نزد روسای تمام محلات به رسمیت شناخته می‌شد و حرف و دستورش بدون هیچ‌گونه قید و شرط لازم‌الاجرا بود و به این ترتیب تمامی افراد محلات، مطیع و فرمانبر باباشمل می‌شدند و هیچ‌کس برخلاف امر و اراده او حق نداشت اقدامی انجام دهد یا رفتاری عرضه کند. البته ناگفته نماند که باباشمل برای اواخر دوران قاجار محسوب می‌شد.»
توبه در مرام لوطی‌ها
داریوش شهبازی معتقد است که توبه برای این دسته از افراد رقابتی بین عرف و شرع بود. در واقع برخی از این افراد که شرورتی به خرج می‌دادند مانند باج‌گیری، قمه‌کشی و چاقو زدن، با توبه کردن به سمت شرعیات می‌رفتند. مانند مصطفی دیوونه که می‌گفتند یک تنه کلانتری را می‌بست او هم در میانه‌های عمرش به مکه رفت و توبه کرد و بانی خیر شد. البته لوطی‌های مطربی هم بودند مانند اسماعیل بزاز، که مطرب دوره ناصری بود و در پایان عمرش به مکه رفت و توبه کرد.
پاتوق لوطی‌ها
با توجه به کوچکی شهر تهران در آن ایام اکثر محله‌ها و گذرها یک لوطی، با دار و دسته‌اش داشت اما در دهه‌های ۲۰، ۳۰ محله صابون پزخانه و باغ فردوس جزو محلاتی بودند که لوطی‌ها در آنجا تجمع می‌کردند. صابون پزخانه حوالی میدان اعدام تا میدان قیام (شاه) بود و باغ فردوس را که نباید با باغ فردوس محله تجریش اشتباه گرفت.
ظاهر لوطی‌ها
این مورخ بیان می‌کند که از نظر ظاهری لباس لوطی‌ها با افراد عادی تفاوت داشت: «عبای نازک و ماهوت انگلیسی، عرق‌چین و شب‌کلاه مخصوص داشتند. شال، گیوه تخت نازک، دستمال ابریشمی، چاقو، قمه و چپق از لوازم ضروری آنها بود. در دوران معاصر بیشتر اوقات لوطی‌ها و به‌عبارتی کلاه‌مخملی‌ها مشکی‌پوش بودند، یعنی کت و شلوار با پالتوی مشکی می‌پوشیدند.»

تاریخ مطلب : ۱۵ اسفند ۱۳۹۰
نظرات

ارسال یک پاسخ