خرسهای مهربون

آخرین سرگرمی و اخبار

خرسهای مهربون

انیمیشن| خرسهای مهربون| خرس‌های مهربان


خرسهای مهربون

116696 خرسهای مهربون

شخصیت هایی باقابلیت همذات پنداری
انیمیشن « خرسهای مهربون » که از شبکه ۲ سیما در حال پخش است، داستان زندگی خرس‌های کوچک رنگارنگی است که در یک دهکده کوچک زندگی می‌کنند. هر یک از خرس‌های مهربان که روی سینه خود علائم نمادین مهر و دوستی دارند، از ویژگی خاص و نیروی منحصر به فردی برخوردارند که با استفاده از آن می‌توانند بدی‌ها را به نیکی بدل کرده، مشکلات انسان‌ها و کودکان پیرامون خود را حل کنند.

یعنی گروه خرسهای مهربون به نوعی ایفاگر نقش همان ناجی کمیک‌استریپ‌های مشهور هستند که با آرم روی سینه شناخته می‌شدند؛ ناجیانی همچون بتمن، سوپرمن و مرد عنکبوتی. انیمیشن خرس‌های مهربان از انیمیشن‌های قدیمی و خاطره‌انگیز تلویزیون است که در هر قسمت، ماجراهای جذاب و آموزنده‌ای را برای مخاطب خردسال روایت می‌کند.
تاریخ ساخت این انیمیشن و حواشی مربوط به آن به اختصار از این قرار است: شخصیت‌های کارتونی انیمیشن خرس‌های مهربان سال ۱۹۸۱ میلادی ساخته شد و ۲ سال بعد در سال ۱۹۸۳ میلادی از طریق النا کوچاریک به صورت کارتونی نقاشی شد که در قالب بازی کامپیوتری (آتاری) نیز در همین سال به مخاطبان عرضه شد و از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۸ نسخه انیمیشنی این شخصیت‌ها به صورت مجموعه تلویزیونی از تلویزیون آمریکا به نمایش درآمد. سال ۲۰۰۲ از روی این شخصیت‌های جذاب و دوست‌داشتنی اسباب‌بازی ساخته شد و از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸ به مرور بازی‌های رایانه‌ای کامل‌تری از این انیمیشن تولید و وارد بازار فروش شد. امروزه این کاراکترهای کارتونی در زمره شخصیت‌های انیمیشنی محبوب کودکان سراسر جهان قرار گرفته‌اند و چه بسا ریشه در چگونگی طراحی شخصیت‌های این مجموعه داشته باشد که اگرچه خود وامدار تجربه‌های موفق قبلی در خصوص طراحی قهرمانان و ناجیان کارتونی است ولی ایده‌های ابتکاری تازه‌ای دارد که آن را از دیگر نمونه‌های مشابه متمایز می‌کند. در انیمیشن خرس‌های مهربان گروه ناجیان به رفع مشکلات افراد می‌پردازند، نه یک قهرمان تنها و منفرد و دیگر این که برخلاف نمونه‌هایی همچون بتمن و سوپرمن و اسپایدرمن، مشکلات کودکان حل و فصل می‌شود نه بزرگسالان و بعلاوه، اثر وجه تعلیمی و بار آموزشی دارد نه این که صرفا متکی باشد به حس خیال‌پردازی و قهرمان‌طلبی مخاطب.

بهره‌گیری از گروه ناجیان به جای یک فرد واحد موجب شده است، این انیمیشن حالت واقع‌گرایانه‌تری در مقابل وجه آرمانی نمونه‌های قبلی داشته باشد و کودکان بتوانند جدا از همراه شدن با سیر ماجراهای اثر با شخصیت‌های کارتونی آن همذات‌پنداری کرده، درصدد برآیند که تجربیات آنها را خود نیز تجربه کنند. ممکن است گفته شود تعاون و همکاری این شخصیت‌ها با هم می‌تواند برای کودکان بار آموزشی داشته باشد ولی برخورداری آنها از نیروی خارق‌العاده و ماورای طبیعی نه. در جواب باید گفت از آنجا که ویژگی‌های شخصی این کاراکترها ریشه در عشق و محبت دارد، این وجه از شخصیت آنها نیز بر مبنای همان اصل اخلاقی آموزش به مخاطب طراحی شده و بخوبی قادر است حس همذات‌پنداری کودک را برانگیخته و او را به انجام رفتارهای مبتنی بر مهر و دوستی سوق دهد. کودکان با تماشای این انیمیشن قدرت عشق را درخواهند یافت و تلاش خواهند کرد که خود نیز با تکیه بر مهربانی و دوستی از نیروی آن برخوردار شده، به دیگران در رفع نیازها و مشکلاتشان کمک کنند. در اغلب نمونه‌های مشابه ما با یک قدرت ناشناخته مواجه هستیم که در زندگی واقعی انسان‌ها نه امکان تحقق دارد و نه با شیوه زندگی بهتر و اخلاقی‌تر انسان‌ها ارتباطی دارد. شاید تنها ناجی بودن این کاراکترها و دادخواهی آنها از مظلومان با اصل اخلاقی مورد اشاره نسبت داشته باشد وگرنه این که نیروی برتر آنها نیز برای مخاطب قابل تجربه باشد و دست‌یافتنی، قابل اثبات نیست و بسادگی نمی‌توان از آن دفاع کرد. در انیمیشن خرس‌های مهربان همه چیز حتی نام مجموعه و نشانه روی سینه شخصیت‌ها از همین واقع سخن می‌گوید و حکایت از توجه سازندگان به نیاز مخاطب خردسال دارد.

نکته دیگر مطابقت مضمون این انیمیشن با فرهنگ ایرانی است که بر نیروی عشق و محبت تکیه خاص دارد. شعر مشهور مولوی با مطلع «از محبت خارها گُل می‌شود» یا بیت معروف «اکسیر عشق بر مِسم افتاد و زر شدم» از این نمونه است و دیگر نیازی به تکرار ابیات فراوان غزلیات حافظ و دیگر شعرای فارسی‌زبان نیست که همه بر مبنای همین اصل مهم تأثیر کیمیاگرانه عشق در روابط انسانی سروده شده‌اند. کودک ایرانی با تماشای این انیمیشن، روح حاکم بر روابط شخصیت‌های مجموعه را با فرهنگ بومی خود مطابق می‌بیند و به جای این‌که در فرهنگ‌های دیگر به دنبال قهرمان بگردد، خواهد توانست کاراکترهای مجموعه خرس‌های مهربان را مصداقی از آموزه‌های فرهنگی بومی خود ببیند و همراهی با شخصیت‌های مجموعه جدا از سرگرم کردن او، ارزش‌های نهفته در فرهنگ ایرانی را نیز در وجود او باورپذیر و پذیرفتنی می‌کند.
انیمیشن خرسهای مهربون به لحاظ ساختاری نیز قوی و مثال‌زدنی است. هم شخصیت‌های جذاب و کمیک دارد، هم از انیمه حرفه‌ای و بی‌نقص برخوردار است و هم در عین دو بعدی بودن، چشم‌نواز و باورپذیر از کار درآمده است. داستان‌های هر قسمت نیز با ایده آموزشی کلی انیمیشن همخوان هستند و بر همین اساس طراحی شده و به نگارش درآمده‌اند. ایده اولیه مجموعه، قابلیت زیادی برای بسط و گسترش در قالب قسمت‌های متعدد داشته و این امکان را در اختیار نویسندگان قرار داده که هر بار با تمرکز بر یکی از وجوه شخصیتی کاراکترهای مجموعه، داستان آن قسمت را پیش ببرند و در عین حال، دیگر شخصیت‌ها و دیگر ویژگی‌های شخصیتی هم از دید تماشاگر پنهان نمانده و به فراموشی سپرده نشود.

مدت زمان این پویانمایی کارتونی کوتاه است و این موجب شده از یک طرف سازندگان به دام اطناب بیهوده گرفتار نشوند و از طرف دیگر بتوانند آموزه اخلاقی مورد نظرشان را به صورت گذرا و بدون تکیه و تأکید اضافی به مخاطب منتقل کنند و مجموعه را از آسیب رایج پیام‌زدگی دور کنند. تیتراژ مجموعه نیز از دو وجه مهم قابل بررسی است که هر دو نقطه قوت مجموعه به حساب می‌آیند. یکی از این لحاظ که پویا و پرتحرک است و مخاطب را از ابتدا با داستان مجموعه و شخصیت‌های آن درگیر می‌کند و دیگر این‌که به لحاظ بصری چشم‌نواز و گیراست و این جذابیت بصری را هم از رنگ‌پردازی شاداب و پرنشاطی که با ایده کلی مجموعه و ویژگی شخصیت‌های آن همخوانی دارد، به دست آورده است. استفاده از المان تصویری رنگین‌کمان در تیتراژ مجموعه یکی از نکات جزئی ولی بااهمیتی است که نباید از نظر دور بماند. رنگین کمان عنصری نمادین است که هم آسمانی بودن را به مخاطب القا می‌کند، هم طراوت و شادابی را، و در عین حال با متفاوت بودن رنگ شخصیت‌های مجموعه نیز سازگاری دارد و عنصری جدا و بی‌ارتباط با ساختار شکلی و محتوایی دیگر بخش‌های مجموعه محسوب نمی‌شود.
آخرین نکته‌ای که در خصوص مجموعه انیمیشن خرسهای مهربون شایان ذکر است دوبله خوب آن به زبان فارسی است که باعث شده تغییر زبان اثر از جذابیت آن نزد مخاطب کم نکند و چه بسا گاه به مزیت این نسخه از مجموعه تبدیل شود.

تاریخ مطلب : ۱۲ آبان ۱۳۹۰
نظرات

ارسال یک پاسخ